|
|
|
|
|
سلام هر رفاقتی و هر نقطه ی وصلی با یه پرواز و اوج و سپس فرود همراه است... روزها و ساعت ها به این فکر می کردم که چطور می توان فرود را بوجود نیاورد... می دیدم ، می شنیدم ، اما بااااز نمی فهمیدم... ولی الان... هر سه را تجربه کرده ام... من طلوع را بیشتر از همه دوست دارم... |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
به نظر شما برخوردهای سلیقه ای ما ، کجا صحیح و کجا اشتباهه !؟ |
||
|
|
|
|
دوستت دارمها را گذاشته ایم برای روز مبادا... ... |
||
|
|
|
|
|
در مسیر دوستی ، حرکت کردن ، مثل بالا رفتن از پله میمونه ، هر چقدر شناخت و صمیمیت ایجاد بشه انگار داری صعود میکنی و بقیه ی ردیف های پله در زیر پای تو یک سکوی ارتقاء و صعود بوجود میارن... گاهی وقتا در دوستی ها خیلی از این پله ها رو طی می کنیم اما بااااااز یکی از طرفین ، از سکوی اول و دوم و پله هایی که گذرونده شدن صحبت میکنه...! اگر بحث سر این باشه که با شناخت کامل مراحل رو نگذرانده ایم باید عرض کرد پله های اول که اگر گذرونده نمیشدن اصلاً نمیشد به اینجا رسید..! چه خوبه که همه ی پله ها رو با گستردگی فکر و ذهن و تأمل طی کنیم و پس از عبور ، اون رو برای خودمون تثبیت کنیم ، تا هی این پله و اون پله نشیم !!! |
||
|
|
|
|
موقعی که یکی از دوستانتون ناراحت باشه ، شما با چه روشی اونو شاد میکنید !؟ ( میخوام توی این پست با کمک دوستان ، به همه راهکار بدیم ) |
||
|
|
|
|
|
و آتشي سوزان از درونم زبانه ميكشيد و ديگر نميتوانستم آتشفشان وجود را كنترل كنم ، آنگاه قلم به دست ميگرفتم... وشراره هاي شكنجه و درد را ، ذرهذره از وجودم ميكندم و بر كاغذ سرازير ميكردم...و آرام آرام به سكون و آرامش ميرسيدم ...
اينجا ، قلب ميسوزد ، اشك ميجوشد ، وجود خاكستر ميشود ، و احساس سخن ميگويد . اينجا ، كسي چيزي نميخواهد ، انتظاري ندارد ، ادعايي نميكند... فرياد ضجهاي است كه از سينهاي پر درد به آسمان طنين انداخته و سايهاي كمرنگ از آن فريادها بر اين صفحات نقش بسته است...
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
تکمیل پست قبلی : در ابتدا یک عذرخواهی بهتون بدهکارم بابت طولانی شدن این پست . سعی میکنم خیلی خیلی خلاصه و مفید در مورد ذهنیت براتون بنویسم . البته براش زحمتی کشیده شده که خواهش میکنم با توجه بخونید . از همه ی دوستانی که در این مورد نظر گذاشتند ممنون و متشکرم . خب بریم سر اصل مطلب : ذهنیت یک انسان همون اندیشه کردن اونه ! و اندیشه ، برگرفته از معلومات یک فرده ! معلومات یک انسان از دو چیز تشکیل میشه یکی بدیهیات و دوم غیربدیهیات . حتماً میپرسین بدیهیات و غیربدیهیات (نظری) دیگه چی هستند !!! بدیهیات معلوماتی هستند که بدون اثبات پذیرفته میشوند و از 6 طریق بدست میان : اولیات، مشاهدات، تجربیّات، متواترات، فطریات و حدسیّات.توضیحش نمیدم چون طولانیه فقط مثالی میزنم؛ مثلا اینکه برای عقل انسان این موضوع کاملاً اثبات شده است که فرزند انسان از یک انسان متولد میشود نه از چیز دیگر ، یا اینکه نوشیدن آب تشنگی را برطرف میکند و یا اینکه انسان زیر آب نمیتواند تنفس کند و یا اینکه از ارتفاعی بلند پرت شدن باعث مرگ میشود و یا جاذبه ی زمین ، و خیلی چیزهای دیگر ... که اینها در تمامی دورانها و کشورها و انسانهای مختلف از هر دین و مذهبی ثابت شده عقلی هستند . و غیر بدیهیات (نظری) معلوماتی هستند که نیاز به اثبات و برهان دارند تا بتوان درستی و نادرستی آنها را نشان داد . مانند هدف از وجود ، نحوه ی حرکت به سمت اهداف ، رشد خصوصیات انسانی و ...
تعریف ذهن انسان در یک خط یا عبارت کوتاه خلاصه نمیشه ، در واقع ذهن بخشی از عملکرد فکری در مغز انسان بشمار میره . بواسطه وجود عملکردهای ذهنیه که انسان اجازه تفکر ، درک ، عشق ، نفرت ، یادگیری ، یادآوری ، حل مشکلات ، ارتباط از طریق سخن گفتن و نوشتن ، خلق و نابودی تاریخ رو داره . این کلماتی رو که گفتم ارتباط مستقیمی با عملکرد مغز دارند . پس بدون مغز ، ذهن نمیتونه وجود داشته باشه . بدون تظاهر رفتار فکر ، ذهن نمیتونه اظهار یا بیان بشه . بدیهیات و غیربدیهیات جمع شده در مغز یک انسان بدلیل شرایط مختلف از جمله : محیط رشد ، خصوصیات ژنتیکی و ... هیچوقت نمیتونه "یکی" باشه و هر انسانی با دیدن چیزی ، ذهنیت مخصوصی در فکرش شکل میگیره !!! و اینکه ذهنیت افراد در مورد یک موضوع مشترک ، متفاوت است ، دقیقاً بهمین خاطره !!! مغز به اندازه کافی پیچیده هست که از عهده رموز یادگیری ، حافظه ، احساسات ، خلاقیت ، دانش ، تجارب دینی و علوم عرفانی بربیاد . ذهنیت نه تنها در طبیعت انسان بلکه برای خصوصیات فردی و بیماری های روانی و همچنین برای فهم بهتر باورهای دینی و فرهنگی که بواسطه ی آنها قرنهای زیادی برای انسان شادی و ناراحتی آورده است میتواند نقش آفرین باشد . در آخر چیزی رو که میخوام عرض کنم و خیلی در این موضوع ذهنیت مهمه اینه که : این غیربدیهیات ما با چه نوع اندیشه هایی شکل گرفتند ، درست یا اشتباه !!!؟؟؟ بهش فکر کنید ، چون میشه تغییرش داد !!!
|
||
|
|
|
|
|
یکی از نکات بسیار مهمی که در استمرار صحیح دوستی ها نقش زیادی داره «ذهنیت» نسبت به دوستان خودمونه . در این پست میخوام به اون بپردازم . به نظر شما ؛ « ذهنیت » چیه؟ |
||
|
|
|
|
|
بعد از اين كه خداوند متعال تاج كرامت و انسانيت را بر سر ما انسان ها گزارد و انسان را اشرف مخلوقات قرار داد تصميم گرفت كه در بهشت برين و در كنار خودش ما را جاي دهد ولي از آن جايي كه در قانون الهي نامبرده رنج گنج ميسر نمي شود و از آنجايي كه انسان را بعد حيواني هم مي باشد و يا به عبارتي يك حيواني است كه مسلح شده به سلاح عقل و منطق و زبان و از انجايي كه بهشت جاي حيوانات نيست و اگر انسان بدون آزمايش و بدون رنج و زحمت و مجاني به بهشت برود زمينه اعتراض ساير موجودات هم فراهم مي ايد بطوري كه حيوانات مي گويند :
انسان فقط داراي ميل خوردن بود ما در خوردن از او متبحر تر و وارد تر بوديم انسان داراي شهوت بود ما در هوسراني از او استاد تر بوديم انسان مي خوابيد ما در خوابيدن از او جلو تر بوديم پس حالا كه او بخاطر خوردن و خوابيدن و شهوت ب بهشت رفته ما هم كه از او در اين جند رشته واردتر و استاد تر هستيم هم حق رفتن به بهشت و قرار گرفتن درقرب الهي را داريم |
||